حقیقت فضای مجازی

حقیقت فضای مجازی

حقیقت فضای مجازی

اگر اين مبناي فرويدي را بپذيريم که “آدمي آني نيست که هست؛ بلکه، آني هست که نيست”؛ در آنصورت چيزي به نام فضاي مجازي نداريم. فضاي مجازي، جنبهي ديگري از حقيقت است؛ که از قضا بهرهي بيشتري هم از حقيقت انسانها را در خود دارد.
– آدمي در فضاي مجازي حقيقت پنهان خود را بيرون ميريزد؛ حقيقتي که در هزار تويِ نقابهاي فرهنگي و اجتماعي و خانوادگي و حکومتي گير کرده است. حقيقتي که بخشي از آن، و يا گاهي حتي تمام آن، از خودِ فرد نيز غايب است، و اينک مجالي پيدا کرده است که دور از چشم هشياريِ او جلوهگيري، و بلکه رقاصي کند. درست مثل چيزهايي که در خواب ميبينيم. رؤياها و خوابديدههاي ما چيزي نيستند، جز حقيقتِ پنهان شخصيتِ ما.
– حقيقت آدمها همان پروفايلهايي است که گاه و بيگاه ميگذارند؛ همان سرعت عوض کردن پروفايلهايشان است؛ همان کانتکتها و پروفايلهايي است که چک ميکنند؛ همان استوريها و عکسهايي که مي گذارند؛ همان صفحات مجازي است که زياد سر ميزنند؛ همان پيجهايي که عضوند؛ حقيقتِ افراد همان ميزانِ وقتي است که براي گردش در دنياي مجازي ميگذارند؛ همان مطالبي است که ميخوانند؛ همان چيزهايي است که نميخوانند؛ همان چيزهايي است که دوست دارند بخوانند و ببينند، يا نخوانند و نبييند؛ همان آدمها و موضوعاتي است که برايشان مهم است يا بيشتر برايشان جلب توجه ميکند؛ همان سرعتِ سين کردن و پاسخ دادن يا دير سين کردن و پاسخهاي کوتاه و بلندي است که ميدهند؛ همان ادبياتي است که دارند؛ همان گروهها و کانالهايي است که عضوند؛ همان اهتمامشان به پيگيري حال و هواي آدمهاي غريبه يا آشنا و فاميل است؛ همان اظهار نظرهايي است که به هنگام ديدن عکس يا مطلب کسي ميکنند؛ همان موسيقيهايي است که گوش ميکنند؛ همان کانالهايي است که عضوند، و نوتيفيکيشنها و مطالبش را هر لحظه ميبينند، يا ماه به ماه هم چک نميکنند؛ همان تنوع قلم و رفتارشان در گروههاي مختلف است؛ همان صفحاتي است که يواشکي ميآيند و از خودشان ردي نميگذارند؛ همان چيزهايي است که براي فوروارد کردن گلچين ميکند؛ همان چيزهايي است که دوست دارد فوروراد يا ريپلاي کنند، اما نميکنند؛ همان آدمهايي است که دوست دارد با آنها ارتباط برقرار کنند اما رويش نميشود؛ همان احساس راحتي است که با برخي ميکند و با برخي نه؛ همان غلطهاي تايپي گاه و بيگاه است؛ همان اسمهاي فيکي است که براي آزاديِ عمل انتخاب ميکنند؛ همان استيکرهايشان است؛ همان استيکرهاي مثلا اشتباهي است؛ همان سانسورهايي است که از خودشان در اين فضا ميکنند؛ همان جوين شدنها و لفت دادن هاي يکهويي است؛ همان اسم و اطلاعات واقعي يا رمزي و پنهاني که براي پروفايلشان برميگزينند (بيو)؛و …
– دنياي مجازي حقيقيترين بخش را بيرون ميريزد. با نگاه کردن به فعاليت مجازي هر کس، بيشتر از هر مصاحبهي باليني و پرسشنامهي شخصيتي ميتوان به شخصيت و ادراکات و هيجانات و رفتارهايش پي بُرد.
من با فيلسوفان اگزيستانس همدلم که حقيقت آدمي همان است. اهتمامهاي آدمي در دنياي مجازي بيش از هر جاي ديگري خوش رقصي و جلوهگري ميکنند. فضاي مجازي، جلوهاي از قيامت است. يومَ تُبلَي السّرائر. روزي که محتواي حقيقي هر چيزديده ميشود.
– ماهيت واقعيِ يک نفر را هم از فضاي مجازياش ميتوان شناخت. از فراوانيِ بازديدها و فورواردها و عضويتها و تمام چيزهاي ديگري که در بالا گفته شد. ماهيتي که در هزارتوي نقابهاي اجتماعي و دستگاههاي تبليغاتي پنهان شده است.
– فضاي مجازي حوزه جديدي شبيه فضاي حقيقي است که کاربران زيادي به آن وارد شده اند. يکي از مهم ترين ويژگي هاي فضاي مجازي اين است که برخي کاربران با هويت هاي نامعلوم وارد آن مي شوند و به همين دليل شرايط براي برخي افراد سودجو باز مهيا است تا به بعضي کژ رفتاري ها مانند شايعه سازي دامن بزنند. فضاي مجازي عرصه اي امن براي سودجويان است تا با خيالي راحت به انجام برخي کارهاي ناشايست در آن بپردازند و البته بعضي از افراد نيز به صورت ناخواسته درگير برخي مسائل مانند بازنشر شايعات مي شوند. يکي از دلايل گسترش شايعات در فضاي مجازي، بي سوادي يا کم سوادي کاربران در حوزه رسانه است. اگر کاربران قصد دارند که درگير شايعات در فضاي مجازي نشوند و حتي به صورت ناخودآگاه آنها را نشر ندهند، بايد با دقت بيشتري در شبکه هاي اجتماعي رفتار نمايند و هرآنچه را که مي بينند، براي ديگران ارسال نکنند.
– حال، به نظر شما بيشترين مردم ما در فضاي مجازي چيست؟ پاسخ، همان حقيقت خودتان و حقيقتِ جامعهي اطرافتان است.

گردآوری : آسیه علوی – کارشناس ارشد روانشناسی

طراحی سایت

Powered by keepvid themefull earn money